تبليغاتX
همسنگریها

احمدی نژاد/فروردین 90،فروردین91+عکس

خواستم تیتر بزنم بدون شرح دیدم خود عکس کلی شرح داره خواستم درباره این عکس بنویسم دیدم نیاز به نوشتن هم نداره خودتان هرچی خواستید بنویسید

فروردین 1390
فروردین 1391


برچسب‌ها: مشایی احمدی نژاد دولت سفر استانی جریان انحرافی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391ساعت 13:13  توسط عباس علوی  | 

عکسی که در نوروز 30 سال قبل گرفته شد

عملیات فتح المبین ، درست در ایامِ نوروز سال 1361آغاز شد و در تمام مدتی که مردم در تعطیلات نوروزی به سر می بردند در جبهه های جنوب جریان داشت. رزمندگان اسلام ، با تقدیم جان های تابناکِ فراوانی ، موفق شدند قبل از پایان تعطیلات نوروزی ، عملیات را با پیروزی کامل به اتمام برسانند و نتایج آن را به عنوان عیدی سال 1361 به ملت ایران تقدیم نمایند.
 تصویری که مشاهده می کنید ، در حدفاصل چهارم تا دهم فروردین ماه 1361 ، طی مرحله ی دوم عملیات فتح المبین ، توسط بسیجی هنرمند «مهرزاد ارشدی» برداشته شده است. محل عکس برداری ، دشت «رقابیه» ، واقع در منطقه ی عمومی «شوش» می باشد. رزمنده ی بر خاک افتاده ، احتمالا یک کمک تیربارچی بوده است. روحمان با یادش شاد


برچسب‌ها: شهدا همسنگر دفاع مقدس نوروز
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت 9:52  توسط عباس علوی  | 

سلطان کاپشن با کت و شلوار به بهارستان رفت

مرد میانه قد سلطان کاپشن ایران این بار با کت و شلوار به بهارستان رفت تا به سوالات نمایندگان ملت جواب بدهد در شروع بحث از ثنای رب گفت در ادامه نوید روزی پر از شوخی داد به نمایندگاه پیش از آنکه نطق کند مرد همیشه معترض آقای مطهری بزرگ زاده مجلس را می گویم او سوالات را خواند حاج محمود هم با خنده ای ریز تریبون را تحویل گرفت هرچقدر سعی کرد آفتابه ای که با خود همراه آورده است را پنهان کند نتوانست. سوالات را یک به یک جواب داد و تا توانست شوخی کرد آن هم از آن شوخی های رکیک .بگذریم اما چند سوال را آقا محمود در فرایند پیچش رها ساخت. اول 11روز قهر را ماست مالی کرد در پشت تریبون چند گزینه روی کاغذ نوشته شده بود:
مشایی گفت نروم
دلخور بودم نیامدم
عمل جراهی کردم
پوستم را کشیدم
کم خوابی داشتم خوابیدم

و........

که آقا محمود با درایت قصه ما از بین این همه گزینه کش دادن را انتخاب کرد و گفت:من؟! اصلا به من می آید قهر کنم خوب برادر ارجمند صدیق گرامی اگر قهر نکرده بودی که پیغام پسغام استعفا نمی فرستادی!خودت کلاهت را قاضی کن ببین امروز داری سخن راست می گویی یا نه اما در مورد مکتب ایرانی چرا اینکه به لوای اسلام تاختی چرا تا توانستی از خاتون دفاع کردی؟ما زندان برویم کنپوتش را تو میدهی ؟نمیدی دیگر برادر عزیز پس چرا انقدر در سرائیدن شعر های عاشقانه و عارفانه تلاش می کنی؟ادبیات حرف زدنت بسیار ناجور بود گفتم که نگی کسی بهت نگفته حضرت پرزیدنت.
حکم حکومتی خوب است برای همسایه؟؟؟ چطور زمانی که به نفع است حکم حکومتی می شود آیه آیه تنزیل یافته حضرت حق وای امان از آن روزی که حکم حکومتی باب تبع حضرت رئیس جمهور نباشد. یادت هست کروبی که نمیتوانست حروف را دست ادا کندچون دندان مصنوعیش چند شماره بزرگ بود او هم جلوی حکم حکومتی رهبری انقلاب توان و جرئت ایستادن نداشت. حالا شما قصد داشتی بایستی؟مدار ولایت حول محور عقل الهی میچرخد ولی فقیه نماینده رستگاری است پس اگر حرفی و یا فرمانی داد سراپا گوش باش.
اما حرفهایت پر بی راه نبود مثلا واقعا یک سری از این نمایندگان با فشار کارشناسی ارشد گرفتند البته بافشار دکمه از آن دکمه ها و اینکه حقوق نمایدنگان در هاله ای از ابهام است خوب ابهامش را کم کنید کم کم کم آهان کمتر هرکسی حقش را بگیرد خوب جایی دوری نمیرود.آفتابه احمدی نژاد به کارش آمد ولی ماند رو سیاهیش به زغال
ولی آخر ما که دیروز نتوانستیم پیدا کنیم پرتغال فروش را...

برچسب‌ها: سوال از رییس جمهور احمدی نژاد علی مطهری مجلس شورای
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت 17:59  توسط عباس علوی  | 

آخرش هم بالا رفتیم کفاشیان بود پائین آمدیم هم کفاشیان

جالب است این مرد دست بردار نیست چه کسی را می گویم؟حضرت دکتر کفاشیان را میگویم دیگر با قدی بلند و بینی کشیده و سر به زیر گاهی هم سر بالا که نیمی از کلمات را میخورد و نمیتواند منظورش را بیان کند  بعد از چند دوره ماست مالدین به درب و پیکر فدراسیون فوتبال جالب است بدانید ایشان با اختلاف رای بسیار دوباره در سمت خود ابقا شدند که این خود نشان از تجربه بالا و درایت ایشان دارد.

اما چه روزهای سختی در انتظار فوتبال ایران است کسی که کارمند بانک مرکزی بوده حالا دوباره روی کار آمده چقدر رقم ها بالا و پایین خواهند شد اینها را من نمیگویم بلکه پیشگوی اعظم می گوید ای روزگار غریب .... فوتبال .... رقم ...... عدد ...... ماست ...... دوغ .... کشک ..... نرفتن به جام جهانی ...... دروغ که نه همه حقیقت را نگفتن ..... روزنامه های زرد .... دلال ها ..... و خیلی کلمات دیگر که خواهیم شنید

در این سالهای پیش رو اعتماد به نفس شتر گاهی لنگ می اندازد پیشه روی این دوستان مدیر کاش سرداری و یاشهردای می آمد تا این کار درست شود اما سمت نبود دیگر چه می شود کرد.


در میان این همه افراد با درایت حقیقتا گزینه ای بزرگتر از حضرت استادالفوتبال نبود که انتخاب کنید؟؟؟؟ روی من با دوستان در مجمع است دوستانی که نه گذاشتند و نه برداشتند چشم بر خیلی سو ء مدیریت ها بستند و خیلی کارها را ندیدند و باز هم رای دادند. روزگار غریبی است واقعا برای ما که نان مملکت میخوریم درست نگاه نمیکنیم این همه دکتر که در مجمع هستند یک چشم پزشک ندارند در توبره خود که چندتا عینک خوب برایشان دست و پا کند تا ببینند و به مشام بکشند این گند کاری ها را سهمیه 4 تای آسیا را کردند 2 تا، نرفتیم جام جهانی تیمه های پایه ضعیف داریم در afc  نماینده نداریم سرتان سلامت حضور دوباره مدیر مقوایی فوتبال دکتر کفاشیان را تبریک می گویم.


برچسب‌ها: فوتبال کفاشیان لیگ برتر afc فدراسیون فوتبال
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند 1390ساعت 18:24  توسط عباس علوی  | 

لیست انخاباتی من

با نزدیک شدن به انتخابات گرمای تنور این کارزار من و دوستان را برآن داشت با عقلای قوم و علما کمی صحبت کنیم با رایزنی و مشورت های مختلف به این چند نفر رسیدم قرار شد با دوستان به این خادمان ملت رای بدهیم.مهم حضور حداکثری است.
-    مرتضی آقا تهرانی
-    غلامعلی حداد عادل
-    روح الله حسینیان
-    علی اصغر زارعی
-    علیرضا زاکانی
-    حسین فدای آشنا
-    اسماعیل کوثری
-    مهدی کوچک زاده
-    حمید رسایی
-    سید مسعود میرکاظمی
-    محمدناصر سقای بی ریا
-    حسن حمید زاده
-    بیژن نوباوه
-    سید مهدی هاشمی
-    فاطمه آلیا
-    زهره طبیب زاده نوری
-    زهره سادات لاجوردی
-    محمدحسین استاد آقا
-    محمود دهقانی محمود آبادی
-    لاله افتخاری
-    مهرداد بذرپاش
-    مجتبی رحمان دوست
-    فاطمه رهبر
-    قاسم روان بخش
-    پرویز سروری
-    سید محمود نبویان
-    حسین مظفر
-    محمد سلیمانی

-    حسین نجابت



برچسب‌ها: انتخابات مجلس شورای اسلامی
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت 17:36  توسط عباس علوی  | 

«ننه علی» هم رفت؛ اما «ننه علی» ها هنوزهستند

امروز نه می خوام مقاله بنویسم نه گزارش ادبی
امروز می خوام از دل بنویسم و محاوره ای!
اصلاً به جهنم که نگارش رو رعایت نمی کنم و با اصول ادبی حرف نمی زنم

آنقدر دست دست کردیم که «ننه علی» هم رفت

«ننه علی» مادر شهید قربانعلی رخشانی که از سال ۵۹ در یک اتاقک حلبی در کنار مزار فرزندش زندگی می‌کرد حدود 3 سال پیش در پی نامه مقام معظم رهبری به خانه دخترش رفت و در آنجا ساکن شد.
«ننه علی» را دوست داشتم و دارم و تا ابد خواهم داشت، نه صرفا برای اینکه «ننه علی» بود. «ننه علی» تنها ننه ی علی نبود. «ننه علی» نماد مادران شهیدی بود که غم فراق را به خاطر ولایت فقیه به جان خریدند. دلم می گیره وقتی امثال «ننه علی»ها رو می بینم که انقدر با بی مهری رو به رو میشوند و باز هم دیدم که در سال هزار و سیصد و هشتاد و فتنه، عده ای از خدا بی خبر و لجن و جلبک به راحتی خون به دل «ننه علی» ها کردند.
«ننه علی» ها یکی یکی در گوشه و کنار شهر ما اروم و بی صدا به فرزندانشون می رسند و من و تو غافل از اینکه در دنیایی که دینداری به این اسونی ها نیست، می تونیم با دلجویی از اونها بهشت برین رو برای خودمون تضمین کنیم.
اونقدر از این اتفاق غافلگیرم و از خودم دلگیر که خیلی قلم جواز نوشتن بهم نمیده
به بزرگواری خودتون ببخشید که امروز حتی قلم هم عاجز بود از نوشتن برای «ننه علی» های میهنم
امروز دلم هم از خودم گرفته بود و هم از خیلی مسئولین مخصوصا مسئولین به اصطلاح فرهنگی کشور و بهشت زهرا(س).از خودم بیزارم که چرا بر بالای سر خود روی کاغذ بزرگی نوشته ام ای برادر من و تو که پشت این میز نشستیم وارث خون هزاران شهید به خون خفته ایم اما فراموش کرده ام که میراث این شهدا علاوه بر آرمانهایشان مادران و پدرانی همچون ننه علی ها هستند.

با خبر شدم هنوز ننه علی را به خاک نسپارده کلبه انتظار او را خراب کرده اند.این کار آتش به جانم زد آقای مسئول که شاید الآن پشت میز خود نشسته ای و این مطلب را میخوانی با شما هستم میشود از پشت میزتان بلند بشوید و پنجره اتاقتان را باز کنید .خوب نگاه کنید در این شهر چند برج و ساختمان میبینید که بدون مجوز و یا غیر قانونی ساخته شده اند؟؟؟چند ساختمان میبینید که در مکانهایی که نباید ساخته میشدند و ساخته شدند و سر به فلک کشیدند؟ به دور دست نگاه کنید بله کمی دوردست تر همان جایی که ویلاها و ملکهای ییلاقی خود را بر دامنه کوه های فشم و لواسانات ساخته اید همان ملک های چند صد میلیونی را میگویم که یک پنجره آن به رود باز میشود و آن یکی به دامنه کوه های سبز تهران این ملکها اجازه ساخت خود را از کجا گرفته اند؟؟؟؟؟؟آیا این ملک ها نمای این شهر را زشت نکرده اند؟؟

بگذارید بگویم مجوز ساخت این ملک ها بر روی میزهایی امضا شده است که وارثانش همچون ننه علی ها بودند .خوب چه میشد کمی از این میراث هم سهم ننه علی میشد.کلبه او که نه برق داشت و نه آب و گاز. نه نمای این شهر را زشت میکرد .او را خاک نکرده حکم تخریبش روی کدام میز امضا شد؟؟گاهی که صبرم از این دنیا لبریز میشد به بهشت زهرا که میرفتم خانه که نه آلونک محقرش را میدیدم به خودم میگفتم ببین این است معنای ان الله مع الصابرین این است معنای عشق و وفا قدری به دور خانه اش طواف میکردیم لا اقل جایی بود که هر بار میرفتیم کسی بود که بگوییم مادر برایمان دعا کن.جایی بود که معنای واقعی بیت الاحزان یعقوب را بفهمیم.چرا در دورانی که جوانان این مملکت دنبال نشانه هایی از شهدا و آرمانهایشان میگردند یک به یک این آثار را تخریب میکنید.تخریب قبور شهدا در شهرستان های دیگر بس نبود.به که پناه ببریم به خدا دلمان ترکید از بی وفاییهایتان.امیدوارم که جواب قانع کننده ای برای این کار داشته باشید.من قول میدهم تا هر زمانی که شود دنبال این کار را بگیرم و تا زمانی که شخص و اشخاصی که دستور به این کار را داده اند جوابی قانع کننده برایم نداشته باشند دست از این پیگیری بر ندارم.

در آخر برای تو مینویسم ننه علی چه زیبا و عاشقانه به همه ما ثابت کردی مادر شاهکار خلقت است.
سرم را نه ظلم می تواند خم کند ،
                                     نه مرگ ،
                                            نه ترس ،
سرم فقط برای بوسیدن دست های تو خم می شود مادر


برچسب‌ها: ننه علی شهدا بهشت زهرا دفاع مقدس شهدای انقلاب مادر
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1390ساعت 18:12  توسط عباس علوی  | 

قلمت ساعتی چند؟

چندتا نامه آخر محمد نوری زاد را مطالعه میکردم به چند نکته جالب بر خوردم. حقیقتا بین ایمان و عقل و منطق یک انسان چقدر می تواند فاصله باشد؟
تکه کلام های جدید نوری زاد بسیار قابل تامل است. دیگر رهبر معظم انقلاب را مولا خطاب نمی کند برخلاف سالهای دهه 70 که نوشته هایش پر بود از مولا و حضرت و آقا و امثالهم ...
امروز پیچ رادیوی مغزش با بی بی سی هماهنگ است دیگر بوی گند تفکراتش مشام آدم را آزار میدهد. لب که به سخن می گشاید به نوعی باعث استفراغ فکری در مخاطبانش می شود. بگذار این بار به قول خودش با صدای بلند بخوانم . باشد آقای نوری زاد چند جمله از نوشته هایتان را میخوانم که در دهه 70 از ذهنت تراوش کرده است.
سلام ای عزیز ، با شما سخن گفتن برای امثال ما کار راحتی نیست اما می شود هم چون غباری در نور غلتید!1
یادت هست اینگونه با حضرت آقا سخن می گفتی؟ چرا اینطوری شدی محمد آقا؟! نکند قضیه کک هست و تنبان جناب عالی؟! چرا حالا می گویی:
چند وقت پیش نامه ای به حضرت شما نوشتم و گفتم از مردم معذرت بخواهید را نمیخواهید باور کنید .....2
پس بسم الله گفتن بلند شما کجا رفت؟ قبول داری که زیر بار این مسئولیت شانه خالی کردی؟پرسش های من تمامی ندارد. دوست عزیز کجای راه ماندی؟ کدام گندم را خوردی؟
از چه زمانی در قاموس امت حزب الله ولایت مداری با دیکتاتوری یکی می شود بلند پروازی هایت چرا این بار تا سقف خانه ات هم نمی رسد؟

وقعا نوری زاد دهه 70 کجای این خاک سرد اندیشه خفته است؟

رهبر فرقه بهایی زمانی که از زندان آزاد شد مناجات نامه ای را منتشر کرد. یادت هست روزی روزگاری خود را ابوذر آقا میدانستی؟ فکر نمیکردم پا فراتر بگذاری ادعا پیامبری بکنی پس از بازداشت قانونی خود به خاطرتوهین به شخص اول مملکت، زمانی که از گوشت روغن و آب همین انقلاب خوردی مناجات با خدا بنویسی و شکایت کنی از دیکتاتوری ...
کاش میتوانستم بکوبم وگرنه به قوله خودت محکم تر می کوبیدم تا یادت بیاید در پاورقی های خودت به بالا تا پایین تذکر میدادی که درست کار کنند از وزیر کشاورزی تا وزیر کشور دولت اصلاحات بعد هم به رئیس مجلس  ششم و هفتم. امروز کمی هم به خودت تذکر بده. یادت هست چندی پیش قبل از قائله سبز تلاش میکردی چفیه حضرت آقا را از رقبا بربایی و میگفتی این چفیه نماد جنگ با شرک است؟
با دلار آمریکایی حال و روزت خوب می شود؟به یاد داری چنین مینوشتی؟
"دنیای ما را عاطلان و عاصیان و عاملان و عاقلان به ظاهر پر کردند و میان این همه فقط شمایی که دل گرمی ما هستی؟"3 امروز می نویسی:"شما باید از مردم عذرخواهی کنید تا دیر نشده است"
بحث امروز تناقض گذشته نیست امروز میخواهیم بدانیم این خر شیطان که بر رویش سواری تا کجا و تا پای کدام تریبون تو را پیش میبرد.
به درستی به یاد دارم که زمانی از اتحاد می گفتی و امت اسلامی دست آویز زبانت شده بود آن روزها علما را نصیحت میکردی:"اساساً امتی که حکمت بالغه ای چون اتحاد دارد چرا باید از ریسمان پوسیده ائتلاف آویزران شود؟ ائتلاف یک شگرد پوک و پوچ غرب است.یعنی در جناحی که امیدی به وحدت نیست. ای چه بگویم که اولین بار اختلاف امت اسلامی را همین دعوا ها جدا کرد از هم"4
امروز نامه پشته نامه و میگویی ائتلاف کنید بر ضد این دیکتاتوری و ازهم دلی و ائتلاف با دوستان امروز و با دشمنان دیروز سخن می گویی و خاتمی و صانعی و خیلی از کسانی که دشمن بودن را دوست خطاب میکنی و ارادت خودت را نثار آنان میکنی.
پشیمانی که پول مفت گرفتی و فیلم چهل سرباز ساختی؟ پشیمانی که از کاغذ بیت المال برای خودت دست به قلم شدن را تمرین کردی؟ پشیمانی که در این حکومت تحویلت نگرفتند؟ یادگاری های من را روی تن ذهنت به یاد بسپار که یادت انداختم قبلا از چه کسانی انتقاد میکردی و امروز با وقاحت تمام مینویسی:
"آقای خامنه ای به انتقاد از دیگران علاقه مند هستند اما از انتقاد از خودشان دلگیر می شوند. فرد منظمی هستند منتهی شأن رهبری را تا حدود ورود به کارهای جزئی تنزل می دهند. بیش از آن که نگران اسلام باشند، نگران خودشان، دوستانشان و همراهانشان هستند. به شعار خیلی علاقه مند هستند و واقعیات را با شعار می آمیزند و به شدت تحت تأثیر اطرافیانشان هستند"
از اول هم قلمت فروشی بود امام قیمتش امروز کمتر شده است. بیداری معنا ندارد پس در خواب خو فرو برو دوست عزیز.
......................................................................
1 نامه ای به رهبرم(1376)
2 نامه سرگشاده به رهبری(1390)
3 این نسل بی قرار(1374)
4 اتحاد اختلاف ائتلاف(1377)







برچسب‌ها: نوری زاد نوری زاده ضد ولایت فقیه جلبک
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1390ساعت 18:47  توسط عباس علوی  | 

ای کاش احمدی روشن سر مربی فوتبال بود

آقای کروش سر مربی تیم ملی فوتبال ایران و دو دسیارش ماهها بی خانه بودند واین سبب شده بود کفاشیان شب سر مضطر بر بالین بگذارند ولی این غم به پایان رسید و آقای کروش و دوستانش خانه دار شدند . کفاشیان رفت در ایران زمین و در برج معروف آنجا سه واحد آپارتمان اجاره کرد ... هفته گذشته خبر رسید که فدراسیون فوتبال در صدد است در یکی از مجتمع‌های مسکونی منطقه شهرک غرب برای مربیان خارجی تیم ملی خانه بگیرد. به این ترتیب تلاش‌های علی کفاشیان و همکارانش نتیجه داد و آن‌ها توانستند سه واحد مسکونی با متراژ بالای ۱۵۰ متر در برج مشهور و بلند ایران زمین شهرک غرب رهن کنند.(لينك خبر در شفاف نيوز)

( آخی آقای کروش اجاره نشین است ولی مسئولین قول داده اند که اسم ایشان را در مسکن مهر ثبت کنند تا به زودی صاحب خانه شود) . سه آپارتمان بالای 150 متر ( لازم به ذکر است که در برج های مذکور آپارتمان ها یا 90 متری است یا 150 متر  یا 350 متر ). طبقه 23 هم به نام ایشان زده شد . کاری با اجاره بها ندارم که چقدر پول پایش رفته ولی تزئینات داخلیش تنها 700 میلیون تومان خرج برداشته .خوب یک دانشمند هسته این اینقدرها ارزش ندارد که برایش خرج کنی فوتبال خیلی مهم تر است!؟  این خبر ناراحت کننده را داشته باشید تا این که یاد عکس های ترور ها افتادم . ترور دانشمندان  هسته ای ایران . مصطفی را می گویم !  به سرعت سراغ  تحقیق در مورد ماشین های ضد گلوله و ایمن رفتم . گران ترین ماشینی که تنها در جهان 23 عدد از آنها ساخته شده 3 میلیارد تومان به پول ما ارزش دارد ما می گوییم این را هم نه اگر برای هر یک از دانشمندان هسته ای تنها به اندازه اقای کروش ارزش قائل بودیم الان هیچ تروری با فرجام نابودی دانشمندان همراه نبود . همه اینها در خودرو ترور شدند قریب به اتفاق هم ماشین های آنها پژو 405 بود ولی افسوس که اگر تنها ماشین های این دانشمندان ضد گلوله بود امروز ذخایر علمی ما انقدر سوخت نمی رفت. اگر ما انقدر پول داریم و برای اجنبی در حد المپیک پول خرج می کنیم بد نیست برای افراد  نخبه مملکت دانشمندان محققین و .. نیز کمی خرج کنیم . ارزش یک دانشمند بیش از صد ها میلیاد دلار است خرج کردن چند ده هزار دلار برای آنها نه تنها اصراف نیست بلکه عین واجب می باشد . افسوس که عادت کرده ایم به ریخت و پاش برای ادمی که نیامده با فحش بدرقه می شود ولی ناخن خشکی می کنیم برای انسان های شریف و عالم ودانشمند . آنها را بر دست بدرقه می کنیم تا بهشت زهرا (س) ....


برچسب‌ها: شهيد مصطفي احمدي روشن شهيد هسته اي شهداي راه علم
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1390ساعت 14:25  توسط عباس علوی  | 

فاحشه مدرن+عکس

دستی میان موهایش کشید و سیگارش را خاموش کرد نگاهی پدرانه به صورت دخترش کرد و گفت دخترم هیچ مردی ارزش آن را ندارد که تو حتی ناخن پای خود را برایش برهنه کنی مگر اینکه اون روحش را فقط برای تو برهنه کرده باشد. صحبتهای چارلی چاپلین با دخترش بود که از خاطراتش خواندم.
دوختن لباسهای تنگ برای مردم هزار سال پیش کاری چندان دشوار و پیچیده نبوده که نتوانند از عهده آن برآیندو امروزه هم دشوار نیست . . . علاوه براین مردم قدیم هراندازه هم که مطابق معیارهای غربی عقب مانده فرض شوند این اندازه می فهمیده اند که اگر شلوار را گشاد ندوزند ،دامن و پیراهن راکوتاهتر کنند صرفه جویی کرده اند و این خود به نفع آنهاست . پس نمی توان گفت این تفاوت در شکل لباس ناشی از پیشرفت و عقب ماندگی است و نمی توان گفت که شرقیان هم اگر می توانستند مثل مردم امروز غرب لباس می دوخته اند . باید گفت : این جهان بینی و نظام ارزشهای شرق است که اقتضای چنان لباسی را دارد و لباس امروزغرب نیز متناسب با جهان بینی و فرهنگ امروز غرب است.
در فرهنگ غربی که هیچ فردایی پس از مرگ در انتظار انسان نیست و هیچ بهشتی او را به خود دعوت نمی کند ، انسان چه می تواند بکند ؟ همه فرصتهایی که او برای بودن دارد همین فاصله کوتاه تولدتامرگ است و او که جز در این فرصت مجال دیگری برای بودن ندارد، ناچار است تا می تواند از هر آنچه در این دنیا برای او لذت بخش و لذت آور است ، بهره گیری نماید . . . و یکی از چیزهایی که می تواندبه او لذت ببخشد «بدن آدمی » است .
در نقاشی نیز تفاوت آشکاری میان آثار این دوره و آثار قبل ازآن مشهود است بهترین راه برای درک تفاوت دوبینش جدید و قدیم مقایسه صورت هایی است که نقاشان به تخیل خود از مریم مقدس کشیده اند . اکنون در صورت این مریم دنیوی شده آن شرم مقدس دیده نمی شود . حتی ارزش مریم نیز در این دوران به زیبایی ظاهری اوبستگی دارد .

نیاز به ابراز وجود خود به دیگران، در جامعه فاقد ارزش های معنوی، به این دلیل است که تنها جامعه اصالت دارد وخود نمایی کردن و لذت بردن تنها چند روزی بیش نیست. لذا مدسازان از این عطش سیری ناپذیر سودجویی می کنند مانند مردانی که نمایش لباس زنانه خود را وسیله ای برای اعلام وجود و جلالت خود قرار می دهند . در جامعه های غربی که نظام اداری محکم و جا افتاده ،ماشینیسم و تسلط نظامهای اقتصادی و دولتها بر آموزش و پرورش و وسایل ارتباط جمعی ، افراد جامعه را روزبه روز به هم شبیه ترمی کند . . .» فرد وقتی نتواند خود را از راههای منطقی ومعقول ممتاز و مشخص کند به هراقدام دیگری دست می زند و سعی می کند با ایجاد هرگونه تغییری در شکل لباس و نوع آرایش سرو صورت توجه دیگران را به خود جلب کند و خود را از گم شدن درجامعه نجات دهد . چرا که او که به حقیقتی برتر از جامعه مثلاخدا معتقد نیست ، گم شدن در جامعه را فنای شخصیت و مرگ خودمی داند .»

یکی از مهمترین تفاوت های مغز انسان با سایر موجودات در لوب اهیانه (پیشانی) مغز,است.
هرچه انسان متکاملتر شده لب اهیانه مغز هم رشد و تکامل بیشتری را داشته..
در این لوب اهیانه قسمتی بسیار تکامل یافته وجود داره که در فرد ایجاد حجب و حیا میکند..
هنگامی که محققین برای درمان برخی بیماران مانند شیزوفرنی مجبور بودن قسمتهایی از لب اهیانه را تخریب کنند متوجه شدن فرد بعد از درمان تمایلی برای لباس پوشیدن ندارد و ترجیح میدهد که برهنه باشد!
با تحقیق و مطالعات بیشتر مشخص شد قسمت پیشرفته ای در این لوب وجود دارد که باعث حجب و حیا در انسان میشود..
برهنگی نوعی اعتراض مدنی  مدرن است ولی گاه انساها کرامت خود را پایمال می کندد و زینت وجودی خود را به نمایش می گذارند از دختر مصری که خود را برهنه کرد تا گلی خانم فراهانی فقط یک مقدار فاصله است.شاید هر دو عصیان کردند بر عقایدی که قبول ندارند.یکی به عقاید اسلامی و حکومت اسلامگرا اعتراض کرد و دیگری به اعتقادات ملت خود، ملتی که بابت پایبندی به اعتقادات خود هزاران جوان پاک خود را فدا کرده است.

خانم فراهانی انسان هرچه از نظر مغزی متکاملتر باشد با حیاتر و باحجاب ترمیشود و در آخر می خواهم به تو و تمامی هم فکرانت بگویم اگر این کار نوعی اعتراض است پس فاحشه ها و بازیگران فیلم های پورنو جزو معترض ترین آدم های روی زمین هستند چون همیشه خود را برهنه میکنند.





برچسب‌ها: برهنگی گلشیفته فراهانی, فاحشه, برهنه, برهنگی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 21:9  توسط عباس علوی  | 

یادش بخیر دوره رضا شاه...

داستان بر می گردد به زمان رضا شاه و ماجرای کشف حجاب. یکی از این خانم های شازده، باغبان مسنی داشت به نام بابا کرم. هر وقت خانم به باغ می آمد
باغبان را صدا می کرد: بابا کرم چطوری؟
این باغبان به تدریج عاشق این خانم می شود و بعد از مدتی که خانم به فرنگ سفر میکند، بابا کرم از عشق او می میرد.
همین می شود که در اذهان مردم بابا کرم به عنوان یک مرد عاشق شكل می گیرد و آن رقص هم در آن زمان نشان دهنده حرکات یک مرد عاشق بوده در واقع بابا کرم از نمادهای نشان دهنده عشق مرد ایرانی به معشوقه اش هست کسی که بخاطر دوری از دختر مورد علاقه اش جانش را از دست میدهد .

این آهنگ برای اولین بار با صدای حسین همدانیان اجرا شد که از آهنگهای فلوکلور ایرانی به حساب می آید.رقص بابا کرم بازمانده از دهه ۱۳۲۰ و از رقص‌های به اصطلاح کوچه بازاری و تخته حوضی است که بسیار مورد محبوبیت قرار گرفته‌است.

در میان رقص های فلوکلور ایرانی، رقص " باباکرم " از رقصهای ایرانی است که ویژگیهای خاصی دارد ومنحصرا توسط مردان اجرا میشود.
در " بابا کرم " از رقص شانه و کمر استفاده میشود و رقاص لباس سیاه و سفید جاهلی بر تن میکند و معمولا لنگی را بر گردن آویزان کرده و از آن در طول اجرای رقص استفاده میکند.
راستی چند روز پیش روز کشف حجاب در ایران به دست رضا شاه بود.

چه زود یادمان رفت آن رقص ها و برهنگی ها شد، اسطوره و در هر کوی و برزنی خوانده شدند و ما خندیدیم و فقط دست زدیم.

فقر فرهنگی یعنی همین. یعنی بنشینی و ببینی حجابی که روزی زینت زن مسلمان ایرانی بود امروز به بدترین شکل ممکن به یغما رفته و بعد از 80 سال امروز ما میخواهیم این پارچه  نازک روی سر زنان تبدیل به چادر شود و چکمه های .... تبدیل به کفش های شکیل. اشکال کار ما کجاست که ویترین فروش ناموس شده ایم؟
اندیشه هم بد نیست  دوستان چند وقت یک بار به مغزمان فشار بیاوریم و بی تفاوت نباشیم.

برچسب‌ها: بد حجابی کشف حجاب بی حجاب حجاب رضا شاه
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 11:4  توسط عباس علوی  |